نقاشی کودکان: چقدر آموزش دهیم؟ چقدر دخالت کنیم؟

نیلای
چه خمیردندانی برای کودکان مناسب است؟
مرداد ۱۱, ۱۳۹۶
کودک و تلویزیون: نتایج یک پژوهش درباره تاثیر کارتون باب اسفنجی بر قدرت یادگیری کودکان
شهریور ۶, ۱۳۹۶
تحول نقاشی آدمک کودک در ۳ تا ۷ سالگی

تحول نقاشی آدمک کودک در ۳ تا ۷ سالگی

توضیح: تصویر فوق نمونه‌ای از آدمک نقاشی شده توسط کودکان در سنین سه تا هفت سالگی است. توجه داشته باشید آنچه به عنوان نمونه ارائه شده است، در همه کودکان یکسان نبوده و ممکن است در برخی از آن‌ها متفاوت باشد. به عنوان مثال کودکی که در معرض آموزش های مستقیم نقاشی بوده، به مراتب نسبت به الگو پیشتاز‌تر خواهد بود و برعکس کودکی که هیچگاه با قلم و کاغذ سر و کار نداشته و با آن‌ها کاملاً بیگانه است، نسبت به الگو ضعیف‌تر عمل می کند.

 

ماهان

ماهان

در اولین مبحث از نقاشی کودکان  (اینجا) درباره تحولات نقاشی کودکان با شما صحبت کردیم و از معانی و رموز مختلفی که از پس خط خطی‌های ساده کودکان آشکار می‌شوند، گفتیم. در دومین مبحث از این سری مباحث، درباره روشهای تشویق کودکان به کشیدن نقاشی به عنوان راهی برای بیان خود و احساساتشان، فارغ از جنبه‌های هنری و زیبا‌شناختی آن و نیز حدود و نحوه دخالت در نقاشی و آموزش آن به کودک با هدف اصلی تقویت بیان عواطف و احساسات از طریق نقاشی بحث می کنیم. بدین منظور ابتدا تجربیات و نقطه نظرات مادران رستاکی (در فاصله سنی ۲۴ تا ۳۰ ماهگی بچه ها) و سپس مطلب کار‌شناسی را در این خصوص می‌آوریم.

 

گفت و گو و تبادل نظر

آستیاژ
یک سوال: این درسته که اصلاً نباید تو نقاشی کردن بچه‌ها دخالت کرد؟ من یه بار یه مطلبی خونده بودم می‌گفت اصلا برای بچه‌ها طرح نکشید، حتی دایره! اگر هم اصرار کرد فقط چند تا خط ساده بکشید. سوال دوم هم اینکه آیا نقاشی چیزیه که باید جزء بازی‌های روزانه باشه؟ بهتر بگم: باید تو برنامه روزانه یا هفته‌ای چند بار باشه؟ یا بذاریم بچه هر وقت دوست داشت خودش بگه؟

پرنیا خیلی علاقه به نقاشی نداره و مدت زمانی که بشینه نقاشی کنه خیلی کوتاهه.

من واسش رنگ انگشتی خریدم که تو حمام با قلم مو رو سرامیکا می‌کشیم و یا رو مقوا. مداد شمعی و مداد رنگی هم داره تو دفترش می‌کشه. شکلهایی که می‌کشه یه سری خط در همه و هنوز نمی‌تونه دایره و یا اشکال دیگه‌ای بکشه. الان نمی‌دونم باید بهش کمک کنم یا بذارم همینطور پیش بره.

مصی

خوش به حالتون ارغوان اصلاً رو کاغذ نمی‌کشه فقط رو دیوار.

پینار

الوین هم زیاد خط خطی می‌کنه و دایره و خط راست و نقطه اینا می‌کشه.

به من می‌گه نی نی بکشم بعد دست و پاش رو با یه خط راست خودش می‌خواد بکشه اما بعد کشیدن نی نی رو خط خطی می‌کنه و می‌گه کو نیست!

سارا

راستش، به نظر من هم نباید دخالت کرد. با این استدلال که ما با ذهن محدود خودمون ممکنه خلاقیت بچه رو کور کنیم. چون مثلا برای ما نقاشی کودکانه خونه و آدمک و درخت و ماشین و چند تا چیز محدود دیگه است. ولی بچه تو دنیای خودش ممکنه خلاقیت خیلی بیشتری به خرج بده.

از طرفی نقاشی راهیه برای اینکه بچه خودشو مطرح کنه. اگه ما دائم سوقش بدیم به سمت یکسری طرحهای محدود، این ابزار بیان رو ازش گرفتیم.

یک دلیل دیگه ای که خودم فکر می‌کنم ممکنه در مورد پسرم اتفاق افتاده باشه، اینه که اعتماد به نفسش کم بشه و احساس کنه دیگه نقاشی بلد نیست. چون مثل ما نمی‌تونه بکشه! برای اینکه الان ذهنش رئالیست شده. وقتی من یه ماشین روی کاغذ می‌کشم کاملا می‌فهمه اون ماشینه و بعد می‌بینه اون که نمی‌تونه بکشه چون توانایی هاش هنوز به اون حد نرسیده و خلاصه مثلاً کمتر نقاشی می‌کشه. البته شاید این تحلیل و فرضیه من خیلی هم درست نباشه.

به هر حال در کل، همه مون برای جذب بچه‌ها به سمت نقاشی کنارشون چیزهایی کشیدیم و می‌کشیم. من خودم هم کمی این کار رو کردم. فکر نمی‌کنم در حد محدود لازم باشه خیلی جلوی خودمون رو بگیریم، ولی خب در کل شاید بهتر باشه بخصوص بچه رو با پیشنهادهامون برای کشیدن چیزهای خاص محدود نکنیم. اجازه بدیم خطوط خودشون رو بکشند.

از طرفی بچه‌ای که می‌تونه الان مثلا رنگ کنه یا آدمک بکشه توانایی‌های بالاتری نسبت به میانگین سنش داره. یعنی مهارت بیشتری داره که مثلا در رنگ کردن خطوطش رو کنترل کنه، این یعنی بیشتر می‌تونه حرکت دستهاش رو کنترل کنه. هدفی تو ذهنش داره و با نگاهش ماهیچه‌های دستش رو می‌تونه تنظیم کنه که به هدفش جنبه عمل بپوشونه. عموم بچه‌ها در این سن این کار رو نمی‌تونن بکنن. کشیدن آدمک مثلا مربوط به بعد از سه ساله. اما با همه این حرفا هدف ما تو نقاشی بچه‌ها نباید صرفا تقویت این مهارت‌ها باشه. چون اون وقت اگر تمرکز کنیم روی این‌ها، خلاقیتش رو ممکنه کور کنیم و بچه حس کنه وقتی کارهایی که ما ازش می‌خوایم رو تو نقاشی هاش عملی می‌کنه خیلی بیشتر تشویق می‌شه و اینطوری متمرکز بشه روی این کار‌ها و دیگه تو نقاشیهاش خودش رو اونطور که باید بیان نکنه.

واقعا عالیه بعضی بچه‌های گروه الان این مهارت‌ها رو پیدا کردند. من حرفم با بقیه مامانهای امثال خودمه که یهو متمرکز نشیم روی این مهارت‌ها بیشتر بچه‌ها رو آزاد بذاریم تو نقاشی. تا جای ممکن هدایتشون نکنیم، ولی همونطور که کارشناس ها هم میگن، ابزار و شرایط بسیار متنوعی رو در اختیارشون قرار بدیم که به هر نحوی نقاشی کنن. اینکه چقدر در روز یا هفته، به نظر من دوز خاصی نداره. بچه‌ها با هم متفاوتند اما اگه خودتون مثل من احساس می‌کنید تو برنامه ش در کل نقاشی یه کمی کمه، خوبه که روش یه کم انرژی بیشتری بذاریم و سعی کنیم بیشترش کنیم چون که فعالیت بسیار مهمیه.

در مورد نقاشی بچه ها روی دیوار، من فکر می کنم برای جلوگیری از تنشهای بعدی خوبه بچه‌ها از اول محدود بشن برای فضای نقاشی. ما حالا به این نتیجه رسیدیم. یادمه تو همون سنهای حدود یک سالگی بچه‌ها سر این قضایا بحث کردیم و شک داشتیم و نظرهامون متفاوت بود.

الوین

الوین

شاپرک

دلیل اینکه آناهید الان می‌تونه به قول خودش چشم چشم بکشه، اینه که از خیلى وقت پیش، من و خواهرم با شعر براش کشیدیم اون هم تقلید کرده. ضمن اینکه خیلى به نقاشى علاقه داره. البته الان برای آدمش دست و پا هم می‌کشه که به همون سر وصل هستند و آدمکش تنه نداره. هیچ اجبار و آموزشى نبوده فقط نگاه کرده. رنگ کردن هم خیلى دوست داره. ابزارشم بیشتر پاستل و آبرنگه.

بیشتر وقتها می‌گه مامان تو بیا برام نقاشى بکش. مثلا می‌گه عمه رو بکش یا بابا رو بکش. من می‌کشم اون با دقت نگاه می‌کنه، بعد یه سرى خط می‌کشه، می‌گه منم عمه رو کشیدم. منم تشویقش می‌کنم می‌گم آفرین چه خوب کشیدى!

سارا

شیوا آناهید هم تو این زمینه از سنش جلوتره. می‌گم این نقاشی معمولاً در مورد بیشتر بچه‌ها بعد از سه سالگیه.

شاپرک

خب اینکه می‌گى جلوتره، من می‌گم به خاطر اینه که هرروز ما براش کشیدیم و نگاه کرده منظورم اینه که آموزش هم موثره.

دیروز براش گربه کشیدم. گفتم اینم سبیلشه قهر و گریه و جیغ و فریاد که گربه سبیل نداره! آخر باباش بردش تو حیاط گربه رو از نزدیک نشونش داد که ببین گربه هم سبیل داره! من که می‌رم سر کار آناهید پیش مادرم و خواهرمه. خواهرم دانشجوى نقاشیه و یه سرى ابزارشو می‌ده آناهید باهاش کار کنه و آموزشش هم می‌ده.

سارا

آره خب. قطعا همینه. آموزش هم موثره خیلی. ولی حرف من اینه که در کل هدف فقط این نیست که بچه‌ها جلو‌تر از سنشون برن. حالا ممکنه یه بچه‌ای اینطوری باشه و این خیلی هم خوبه. آموزش هم دیده تا حدی. خیلی هم عالی!

اما در کل، من اگه الان بخوام شروع کنم هی آموزش چشم چشم دو ابرو به الیاد بدم ممکنه اونو چند ماه جلو‌تر بندازم، مثلا از رشد متوسط بچه‌ها تو نقاشی، اما از طرف دیگه ریسک این وجود داره که با این کارم محدودش کنم و یه جورایی مثلا کاری کنم که از بعضی از مراحلی که باید در این فاصله بگذرونه عبور کنه! نمی‌دونم منظورم واضحه؟

شاپرک

خب آناهید دائما هم درحال آموزش نیست. ۹۰ درصد برای خودش نقاشى می‌کشه که اتفاقا آدم هم نیست. ذهنیات خودش رو خط خطى می‌کنه

سارا

دقیقا همین! آموزش فقط آموزش مستقیم چشم چشم دو ابرو که نیست. همون در محیط بودن خیلی به بچه‌ها کمک می‌کنه و بهترین راهه برای اون چیزی که اصطلاحاً می‌گیم تقویت استعداد‌ها و…. استعداد‌ها همیشه ذاتی نیست. بخش کمی از اون‌ها ذاتیه و به تعبیری می‌شه گفت محیطه که بیشترین تاثیر رو داره.

شاپرک

من اصلا تو نقاشى کشیدنش دخالت نمی‌کنم که حتما این رو بکش. کاملا آزاده.

سارا

حالا یه کم بیشتر توضیح می‌دم مثلا با مثال آناهید. فرض کن آناهید چند سال دیگه استعداد خیلی زیادی تو نقاشی نشون بده و اصلا نقاش بشه. همه اطرافیان چی می‌گن؟ می‌گن به خاله ش رفته! آره بابا. خاله ش هم نقاشه خب این استعدادش ذاتیه. اما این لزوما مساله وراثت نیست. آناهید به واسطه خاله اش خیلی هم در محیط بوده. آناهید نقاش شده چون از بچگیش تو محیط نقاشی بوده. آدمهای اطرافش رو دیده که حرفه‌ای نقاشی می‌کنن. تو خانواده‌ای بوده که نقاشی مهم بوده. ابزارهای مختلف در اختیارش بوده و….

در فرانسه بحث «دموکراتیزاسیون هنر» هست. یعنی از یه زمانی به بعد گفتن تو مدارس باید روی آموزش هنر تاکید خیلی زیادی کنند و مثلا پیانو زدن رو عمومی کنند. کاری کنند که هر بچه‌ای، فقیر و غنی بتونه پیانو بزنه! چند سال بعد یه جامعه‌شناسی به نام بوردیو که بسیار معروفه  با آمار دقیق از مدارس فرانسه نشون می‌ده که فقط ۳ درصد از بچه‌هایی که وارد عرصه هنر ناب شدن، از طبقه کارگر جامعه هستند.

حالا جریان چیه؟ همه پولدار‌ها استعداد هنر داشتند و فقرا نداشتند؟ مدرسه هم که به خیال خودش داشته به همه آموزش می‌داده!

باورش کمی سخته اول ولی مساله اینه که محیطی که در بخشی از خانواده‌های مرفه فرانسوی برای بچه‌ها در زمینه هنر فراهم می‌شه، اصلا قابل مقایسه با طبقات دیگه جامعه نیست. حالا نه فقط پیانو، اصلا همه چیز. تو بگو گوش کردن موسیقی کلاسیک حتی. رفتن به گالری‌های هنری و خیلی چیزهای دیگه….

مدرسه تلاش می‌کنه و ابزار رو در اختیار بچه‌ها قرار می‌ده اما هم خیلی دیره و هم بچه‌ها انگار با اون ابزار‌ها معذب‌اند. راحت نیستند. پس به سمتش کشیده نمی‌شن.

حالا بحثش خیلی مفصله. اینکه دو تا خواهر تو دو تا خانواده یکسان حتی بزرگ بشن به معنی این نیست که روند یکسانی رو تو زمینه‌های مختلف مثل هنر گذرونده باشن. ما عادت کردیم فکر کنیم استعداد هنری ذاتیه. اما واقعا این مساله سالهاست به سوال کشیده شده….

یه نمونه ش یکی از دوستهای ما که خودش اهل هنر و نقاشیه. اولا خیلی سریع‌تر از همه ما مداد و ماژیک داد به بچه ش. بعد سر همه چی حسابی قاطع و حتی سختگیر بود‌، اما سر نقاشی نمی‌تونست پسرش رو محدود کنه. کل خونه شون رو نقاشی می‌کرد. حرص می‌خورد. بقیه بهش غر می‌زدن ولی دستش نمی‌رفت و نمی‌تونست محدودش کنه.

به نظرم نقاشی انقدر براش مهمه (چون کار خودشه) که در این مورد نمی‌خواد و نمی‌تونه پسرش رو محدود کنه. نتیجه ش هم این می‌شه که پسرش چند سال بعد اگه همه چی با همین روند پیش بره تو زمینه هنری دستی پیدا می‌کنه.

سالی

سالی

شاپرک

آره قبلا درموردش صحبت کردیم هم استعداده هم محیط هیچکدوم به تنهایى نیست. جالبه در تایید حرف تو من خودم چون تو همچین محیطى بودم، خیلى به نقاشى علاقه دارم. حتى کنکور هنر هم شرکت کردم. ولى اصلا استعداد خواهرم رو نداشتم و گذاشتمش کنار. بچه پولدارها از کودکى پیانو رو دیدن.

یاسی

سالی هم نقاشی رو با جزییات می‌کشه اما بدون تنه. نقاشی سالی محدود به شکل آدماس و دیگه هیچ.

من خودمم عاشق نقاشیم و رشته‌ام هم در همین زمینه بوده. احتمالا به همین دلیل گرایش پیدا کرده به سمت نقاشی.

نگار

مانی اصلا علاقه ای به نقاشی نداره. من می‌کشم اون نگاه می‌کنه.

شقایق

محمد حسین یه زمانی خیلی دوست داشت، براش نقاشی می‌کشیدم. خودش هم کلی خط خطی می‌کرد ولی الان فقط دوست داره رو دست و پای خودش و دیگران و ملافه نقاشی کنه. در غیر این صورت کلاً نقاشی نمی‌کنه.

من می‌ترسم آبرنگ براش بگیرم. آخه اولش خیلی تمیز و منطقی شروع می‌کنه هر کاری رو ولی بعد چند دقیقه ممکنه کل خونه رو رنگ کنه!

سانتیا

صبا هم نقاشی می‌کشه ولی خوب نه علاقه داره نه بی‌علاقست. یهو می‌بینی می‌لش می‌اد سه چهار تا می‌کشه

تو ذهنش همشون یه شخص خاصین. مثلا می‌گه این بابا این دادا و… گاهی هم به من می‌گه که برام بکش! منم می‌کشم هر چی بخواد. این رنگ آمیزی بچه‌ها هم خوب بوده‌ها. من تا حالا نخواستم ازش که رنگ کنیم. امتحان می‌کنم ببینم چجوریه کارش.

آستیاژ

برای نقاشی یا رنگ کردن من یسری فوم خریدم و به شکلای مختلف بریدم پرنیا هم با رنگ انگشتی رنگشون می‌کرد. می‌تونید از جای تخم مرغ یا کارتن اسباب بازیاشون هم استفاده کنید.

 

نظر کارشناسی:

در مورد بحث «دخالت کردن» در نقاشی کودکان، باید حد تعادل را رعایت کرد.

نکته اول:

اگر کنار کودکی هیچ وقت صورت آدمک کشیده نشود، او خیلی دیر‌تر این مهارت را پیدا می‌کند، حتی دیر‌تر از سنی که باید! اگر به کودکی نشان داده نشود، چطور می‌شود رنگ کرد، نباید انتظار داشت که خودش به صورت غریزی در سن سه سالگی به یکباره شروع به رنگ کردن داخل کادر کند.

اما از طرف دیگر به شدت باید مراقب بود در این زمینه بیش از حد اصرار نشود. بخش زیادی از نقاشی کودکان باید آزاد باشد به عبارتی هر چه که خود کودک تمایل به کشیدن آن دارد را بکشد. به هر شکلی که ترجیح می‌دهد. فارغ از اصول و قواعد نقاشی. و در خصوص آن نقاشی و خط خطی‌ها هم باید تشویق شود درست به‌‌ همان اندازه‌ای که برای کشیدن آدمک تشویق می‌شود.

 

نکته دوم:

بسیار طبیعی است که نقاشی برای برخی کودکان یک فعالیت بسیار لذت بخش بوده و آن‌ها همیشه دنبال یک مداد می‌گردند تا چیزی را بکشند (البته در این جریان قطعاً فضای اجتماعی اطراف کودکان خیلی می‌تواند موثر باشد. به عبارتی: کودکانی که در خانواده‌هایی رشد می‌کنند که در آن به نقاشی اهمیت بیشتری داده می‌شود، بیشتر به این سمت کشیده می‌شوند).

از طرفی دیگر تعداد دیگری از کودکان هستند که نقاشی برایشان یک کار حوصله سر بر بوده و بعد از چند دقیقه از آن خسته می‌شوند. در مورد این گروه کودکان خوب است که به تدریج تا جایی که می‌توان سعی کرد که به نقاشی علاقمند شوند. نه به این دلیل که در آینده تبدیل به یک نقاش حرفه‌ای شوند (که اگر چنین هم شود که چه عالی!) ولی این فعالیت صرفاً به خاطر جنبه هنری آن نیست که برای کودکان خردسال اهمیت دارد، بلکه نقاشی برای کودکان راهی است برای بیان خود؛ به تقویت بسیاری از مهارتهای فیزیکی و ذهنی کمک می‌کند و نکته مهم دیگر اینکه شروعی است برای نوشتن. رابطه با قلم و کاغذ برای کودکان در سنین پایین که به شکل نقاشی خودش را نشان می‌دهد، آغازی است برای مهارت نوشتن در سالهای اول دبستان و به تبع آن، رابطه با کتاب و درس و… در سالهای بعدی تحصیل و بالتبع زندگی آن‌ها.

بنابراین کودکی که این مهارت را در سنین پایین خوب کسب می‌کند و یاد می‌گیرد از آن لذت ببرد، رابطه خوبی با کاغذ و تخته و ابزار نوشتاری و ترسیمی پیدا می‌کند که این در تمام زندگی اش می‌تواند اثرگذار باشد.

حال پیشنهادات چیست؟ چطور کودکانی که علاقه کمتری به نقاشی دارند را به این کار علاقمند کنیم؟

– یکی از مهم‌ترین توصیه‌ها این است که ابزارهای متنوع و جدید در اختیارشان بگذاریم. این ابزار‌ها معمولاً قیمت آنچنانی ندارند و دلیلی ندارد که دنبال خرید مارکهای گران قیمت باشیم. مهم این است که ابزار متنوعی با کیفیت قابل قبول به منظور تنوع بخشی در اختیارشان بگذاریم.

استفاده از تخته‌ها برای نقاشی به شکل ایستاده یا نشسته روی زانو می‌تواند یک روش جدید و متنوع برای نقاشی باشد. کاغذهای بزرگ. مقواهای رنگی. کارتون‌های خالی وسایل… همه این‌ها می‌تواند به عنوان سطوح نقاشی مورد استفاده قرار گیرد.

– در سنین دو تا سه سالگی گهگاهی کنار کودکان نقش‌هایی بکشیم و سپس آن‌ها را نامگذاری کنیم: دایره. مربع. آدمک. درخت و… به آن‌ها یاد بدهیم چگونه خطوط افقی یا عمودی بکشیم. چطور یک سطح نسبتاً بزرگ را رنگ آمیزی کنیم و….

– از کثیف کاری نترسیم از طرفی جلوی کثیف کاری را می‌شود گرفت. مثلاً اگر قانون بگذاریم همین جا فقط با آبرنگ نقاشی کنیم و در کنارشان باشیم مشکلی پیش نمی‌آید. از رنگ‌هایی استفاده کنیم که قابلیت شستشو داشته باشند و به راحتی تمیز شوندو…

– از طرفی در خصوص نحوه دست گرفتن مداد هم نباید وسواس نشان داد. نه در سنین خردسالی و نه حتی بعد‌ها هنگام مدرسه. کودکان بالاخره در این مورد شیوه خاص خود را خواهند یافت. هیچ معیار و خط کشی وجود ندارد که بگوید کدام شیوه در دست گرفتن مداد درست و کدام شیوه غلط است. با وضع قوانین غیر ضروری و دست و پاگیر آن‌ها را از نقاشی زده نکنیم.

بنابراین دقت داشته باشید در این خصوص نسخه واحدی وجود ندارد ولی در مقالات علمی همچنان بیشتر پیشنهادات بر این است که دخالت در نقاشی کودک حداقل ممکن باشد.

کودکی که مورد آموزش مستقیم قرار نگرفته، معمولا بین دو و نیم تا سه سالگی می‌تواند اولین دایره‌های خود را بکشد؛ و می‌تواند خطوط افقی و عمودی کشیده شده را پررنگ کند.

به تدریج خود کودک خط‌های دقیق‌تر و کوتاه‌تری روی کاغذ ترسیم می‌کند.

رادین

رادین

چند نکته نهایی:

کتابهای رنگ‌آمیزی می‌توانند سرگرم کننده باشند، ولی معمولا بچه‌ها را به سمتی هدایت می‌کنند که از روی مدل نقاشی کنند. بهترین حالت این است که برای تمرین رنگ آمیزی شکل‌های ساده بزرگ بکشید و از کودک بخواهید داخل آن را رنگ کنند. یا بهتر اینکه بگذارید کودک خود به جایی برسد که شکل‌ها را بکشد و بعد آن‌ها را رنگ کند.

تا چهار سالگی کودک به دنبال این نیست که نقاشی زیبایی بکشد. نقاشی کردن برای او صرفا یک بازی است که مهارت‌هایش را تقویت می‌کند.

سخن آخر اینکه می‌توانید کودک را با جملاتی شبیه این موارد در نقاشی تشویق کنید:

– رنگ‌هایی رو که در نقاشیت استفاده کردی خیلی دوست دارم.

– تو از تمام فضای صفحه‌ت استفاده کردی. آفرین! خیلی عالیه.

– تو ایده‌های خیلی خوبی داری برای نقاشی.

– من خیلی دوست دارم وقتی نقاشی می‌کشی به دستهات نگاه کنم.

– من خیلی نقاشیت را دوست دارم. می‌دونی فقط تو می‌تونی این نقاشی رو بکشی. برای من این نقاشی خیلی خاصه.

– امروز دوست داشتی تو نقاشیت چند تا رنگ استفاده کنی؟ خیلی جالبه. این انتخاب توست. چون تو نقاش این هستی.

– موافقی از نقاشیت عکس بگیرم که بفرستیم برای مامان بزرگ و بابا بزرگ؟

– من دوست دارم نقاشیت رو بزنم به دیوار خونه. اینجا که هر روز ببینمش.

همچنین می‌توان به تدریج از کودک خواست که نقاشی‌اش را برای ما تعریف کند و جزئیات آن را بیشتر و بیشتر بازگو کند

گردآوری و ترجمه: سارا (مامان الیاد)

منبع: http://naitreetgrandir.com/fr/etape/1_3_ans/jeux/fiche.aspx?doc=bg-naitre-grandir-bienfaits-dessin-1-a-3-ans

 

 

 

1 دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    ممنونم از راهنمایی های خوبتون.پایدار باشید

پاسخ دادن به ناشناس لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *