پاسخ به کنجکاوی های جنسی کودکان، بی پروایی و تابوشکنی یا یک نیاز؟

السا
تست مارشمالو
دی ۶, ۱۳۹۶
متین در یکی از کتابخانه های اهواز
چگونه برای کودکمان قصه بگوییم؟
شهریور ۱۶, ۱۳۹۷

با بزرگتر شدن کودکانمان کم کم سوالات و کنجکاوی ها در خصوص بدنشان و تفاوت های فیزیولوژیک با جنس مخالف شروع می شود. چگونه باید به این سوالات پاسخ دهیم؟ اساساً باید به این گونه سوالات پاسخ دهیم یا از پاسخ به آنها امتناع کنیم؟ محذورات فرهنگی و مذهبی ما چه می شوند و چطور می توانیم آنها را در نظر بگیریم؟ این پرسش ها بخشی از پرسشهایی است که برای خیلی از والدین مطرح است و جوابها به آنها همچنان متفاوت.
در متن زیر ابتدا تجربه یک مادر از در میان گذاشتن بحث قاعدگی با فرزند پسرش در سنین مختلف را می خوانیم و بعد بخشی از گفت و گوهای مادران رستاکی.
توضیح: این مطلب، مطلب کارشناسی نیست و صرفا تجربیات و نظرات والدین است. در مطالب دیگر در این حوزه، حتما از نظر کارشناسان استفاده خواهیم کرد.

آراد

آراد

نقش آموزش پسران در سلامت جسمی زنان، پرونده کودکان و جنسیت
نویسنده: آناهیتا ظل طاعت
زنان و دختران خاطره‌های ناخوشایندی از بلوغ جسمی دارند: این‌که از تغییرات ظاهری تا قاعدگی را قایم می‌کرده‌اند. جدای درد و ضعف جسمی، که فضایی برای مطرح کردنش وجود نداشته، هرچه که مربوط به بهداشت قاعدگی است، مخفیانه انجام می‌شد. شاید پای حرف مردان هم که بنشینیم، ببینیم آنها نیز مسایل خودشان را داشتند. آن تغییر هورمونی را دست‌آخر کسی برایشان توضیح نداده، آماده‌اش نبوده‌اند. نکات بدیهی بهداشت فردی بعد از تغییرات به‌واسطه‌ بلوغ را نمی‌دانستند چه کنند؛ ساده‌ترینش را: این‌که با موهای زایدی که تا پیش از این نبوده، دقیقا چه کنند. گذر از نوجوانی می‌توانست برای همه، چه زن و چه مرد، خیلی ساده‌تر اتفاق بیفتد اگر می‌شد قدری راجع به آن بی‌خجالت حرف زد، اگر بزرگ‌ترها می‌دانستند که این وظیفه‌شان است که با فرزندانشان قدری در این باره حرف بزنند و از ترس باز شدن رویشان با بچه‌ها از آن حذر نمی‌کردند.
از مردان هم‌سن‌وسال خودم سوال کردم: چقدر مادر‌تان راجع به قاعدگی برایتان توضیح داد؟ چقدر متوجه‌ هفته‌های نوسان هورمونی‌شان می‌شدید؟ با تقریب خوبی مادرها به‌کل ماجرا را قایم کرده‌اند. هیچ‌گاه توضیحی به پسرانشان نداده‌اند و مردان جوان بسیاری، که رشته تحصیلی‌شان در دبیرستان و دانشگاه ربطی به زیست‌شناسی نداشته، تا وقتِ اشتراک با پارتنرشان به‌درستی نمی‌دانند در این روزها چه تغییراتی رخ می‌دهد؛ چیزی که به‌راحتی می‌شد وقت هم‌زیستی با مادرشان یاد گرفته باشند.
خب این هیچ خوب نیست. من می‌دانستم باید با پسرم درباره‌اش حرف بزنم. شاید اصلا برای این‌که یک وقتی راجع به خودش حرف بزند باید از خودم شروع کنم. این‌قدر عقلم می‌رسید که این آسایش وقت گفتگو درباره رازهای مگو را نمی‌شود یک‌دفعه در نوجوانی پیدا کرد. باید از تنمان شرم نداشته باشیم و این ذره‌ذره اتفاق می‌افتد.
باز کردن بحث قاعدگی اولش گمانم این‌طور بود که وقت خرید یک‌دفعه به ذهنم رسید ردیف پدهای بهداشتی را نشانش دهم و بخواهم یک بسته از اینها هم بردارد. داشت دنبال جعبه دستمال کاغذی برای اتاق خودش می‌گشت. دوست داشت چرخ خرید را هل بدهد و هرچه توی لیست خریدمان بود بگذارد توی سبد. در خانه وقت خالی کردن نایلون‌ها سوال کرد: «این چیه؟» برای بچه ۶-۷ ساله این تک‌جمله‌ که «یه‌جور وسیله بهداشت شخصی مخصوص خانوم‌هاست» کفایت می‌کند. سوال دیگری نپرسید. می‌دانستم به این زودی‌ها نمی‌پرسد، اما برای من قدم اول بود؛ خیلی عادی، بدون تاکید خاصی یا تلاش برای پنهان کردنش… بقیه‌اش ذره‌ذره شکل گرفت. تا قبل از ۱۰ سالگی خیلی محدود و مختصر و مفید می‌دانست چه اتفاقی می‌افتد؛ همین‌قدر که تغییری هورمونی است که با فاصله‌های مشخصی اتفاق می‌افتد و منجر به دفع خون می‌شود. اما بخش مهمش این است: این هفته‌های هورمونی آدم قدری درد دارد، کم‌توان است و از نظر عصبی آسیب‌پذیرتر است. همین چند جمله باعث شد تا در ۱۰‌سالگی بداند هم‌زیستی با مادرش در روزهایی از ماه قدری با روزهای دیگر فرق دارد. فکر می‌کردم این را باید کنار من یاد بگیرد. بقیه‌اش با جواب درست به سوالات بود؛ حتی سوالاتی که وقت گفتگو با دیگران پیش می‌آمد. مثلا وقتی شنید فلانی طبیعی زایمان کرده، سوال کرد: «یعنی چی؟» یعنی بدون جراحی، از مجرای زایمان. حالا مجرای زایمان کجاست؟ بخشی از اندام خصوصی زنان است! بدن من با بدن تو فرق دارد. در هفته‌های هورمونی هم خون از همین مجرا خارج می‌شود. همه اینها باید اتفاق بیفتد تا باروری وجود داشته باشد. از این‌که بخواهد راجع به باروری سوال کند نترسیدم، چون معمولا بچه‌ها محدوده‌ای را که انتظار شنیدن جواب دارند خودشان نشانتان می‌دهند.
چند وقت پیش در ماه نوامبر و اطلاع‌رسانی در مورد سرطان پروستات لوگوی یکی از صفحاتی که در فیس‌بوک دنبال می‌کنم تغییر کرده بود. پرسید: «چرا لوگو سیبیل داره؟» وقت خوبی بود برای رفتن سراغ این بحث که هر جنسی آسیب‌پذیری و مسایل خودش را دارد. لینک را باز کردم و با هم مطلب را خواندیم، که پسران نوجوان و مردان چطور خودشان علایم اولیه را کنترل کنند، مثل روش کنترل شخصی سرطان سینه. می‌دانید؛ پسرها هم به آموزش احتیاج دارند و این معمولا گم می‌شود. نمی‌شود از سلامت جسمی زنان حرف بزنیم و آموزش پسربچه‌ها را به‌کل ندیده بگیریم.
منبع: سایت الفبا

ارغوان

ارغوان

گفت و گو و تبادل نظر:
(این گفت وگو در حدود سن سه سالگی بچه های ما انجام شده است)
هستی
به نظرم وقتی ذهن بچه ها باز میشه همینطور سوالاتشون رو به جلو میره و دیگه پاسخگوییش به این راحتی ها هم نیست! مثلا علی یه بار از من پرسید مامان شما از کجا جیش میکنی؟ گفتم از همونجایی که شما جیش میکنی. تموم شد. حالا فکر کنم اگه میگفتم مال خانمها فرق داره، قطعا دلش میخواست بدونه خب چطوریه؟!
در کل پاسخگویی به این قبیل سوالات به نظرم خیلی سخته ولی از طرفی هم دوست ندارم سختش باشه و جای دیگه دنبال جواب سوالاتش بگرده. اما از طرف دیگه به نظرم نمیشه زیاد شفاف جواب داد.
مرجان:
پسر من می دونه فرق دارن و حتی می دونه چه شکلیه. روی کتاب بهش نشون دادم. پرسید مستقیم که تو هم اندام جنسیت مثل منه؟ منم بهش گفتم نه و توضیح دادم دخترها و خانومها اندام جنسی متفاوتی دارند. گفت یعنی چی؟ چه شکلیه؟ شکلش رو تو کتاب بهش نشون دادم. در ضمن تو مهد هم پیش میاد همدیگه رو ببینن. جالبه کنجکاویش رفع شد و دیگه میدونه و براش کاملا عادیه.
هستی:
اتفاقاً یه بار میخواستم بپرسم تو مهدشون این مسئله براشون اهمیت داره یا نه؟ من نمی تونم با این قضیه کنار بیام و به نظرم زوده برای فهمیدن این مسئله! از یه طرف هم میگم اگه بچه دومم دختر باشه کارم خیلی سخت میشه.
مرجان:
آره می فهمم شما می گید نمی تونید با قضیه کنار بیاید. اما واقعا دیدین این توصیه همه متخصص هاست! حتی کسانی که ایران هستند و در تلویزیون حتی صحبت می کنند هم توصیه می کنند، روند سنتی برخورد با مسائل جنسی کودکان باید تغییر کنه. این روند و پنهان کردن ها، آسیب های شدیدی به بچه‌ها و نوجوانها زده. هر چند این آگاه سازی در شروع ممکنه سخت به نظر بیاد ولی پدر و مادرها باید آگاه بشن که چطور عمل کنند. برای خود من هم اولین بار که به مساله فکر کردم خیلی راحت نبود. منم اول فکر می‌کردم نباید گفت. اما با همه مشکلاتی که این نگفتن‌ها ایجاد کرده دیدم، قانع شدم که به سوال بچه‌ها باید درست جواب داد. باورتون نمیشه پسر من خیلی بچه کنجکاویه ولی کتاب رو که کامل دید، قانع شد. خیلی خیلی راحت تر از چیزی که فکر می‌کردم. و دیگه اصلا کنجکاوی عجیب غریبی ازش ندیدم.
عکسهای کتابی که بهش نشون دادم و مفصل با هم حرف زدیم. الان یادم افتاد ازم پرسید دست دخترها و پسرها هم با هم فرق داره؟ گفتم نه بچه‌ها دستشون با هم فرق نداره …
بعد اصلا رفتیم دیگه تو اسم اندام روی کتاب و نشست همه عکسهاش رو دید.
(کتاب در مورد رشد و مراقبت از بچه ها بود)
مطمئنم چند ماه دیگه سوالهای دیگه داره و من جواب خواهم داد. مثلا به نظر من خیلی بود اسم دقیق بدونه، مثلا اندام جنسی زنانه اسمش واژن هست. اگر دختر بود، در ایران همین اسم رو بهش یاد می دادم.
تا حالا شنیدید متخصصی بگه نباید بذارید بچه متوجه بشه اندام دختر و پسر با هم متفاوته؟
شقایق
کلاً می گن نذارید ببینن!
من وقتی خودم کوچیک بودم، موقع کنجکاو نبودم در این مورد. برام عادی بود که دخترا و پسرا فرق دارن ولی الان خیلیا می گن باید مراقبت کرد!
ما بچه بودیم، بچه نوزادا رو عوض می کردن، می دیدیم، ولی الان واقعاً نمی دونم اگه بچه ای با جنس مخالف داشته باشم باید بذارم ببینه یا نه؟ البته سه سالگیم یادم نیست ولی پنج شش سالگیم یادمه.
مرجان:
متخصص گفته همچین چیزی رو؟ بگه پنهان کنید که مثلا پسر بچه بدن خواهرش رو نبینه (تو کوچیکی) یا بالعکس؟

شقایق
بله، دقیق یادم نیست کجا خوندم ولی خوندم. الان مسیله من اینه که از چه سنی باید بدونن؟

السا

السا

مرجان
من خیلی گشتم. حتی متخصص‌های ایرانی همچین چیزی نمی‌گن که پنهان کنید! و اگه بچه کوچیک ببینه بدن بچه جنس مخالفش فرق می‌کنه، ایرادی داره!
در مورد اینکه چه سنی بهشون بگیم؛ سنی که بچه خودش سوال کنه. لازم نیست اصلا پیش پیش بریم! اگر براش سوال ایجاد نشد، لازم نیست کتاب بیاریم جلوش توضیح بدیم مثلا.
سانتیا
نه منم گشتم نگفتن نزارید. حتی یه برنامه ای شبکه دو می داد در مورد همین مسائل فکر کنم مجله بارداری بود. اونم نمی گفت نشون ندید، می گفت حالا یکی دو بار اونم به صورتی که براشون بازی و اینا نشه.
بعد من فکر نمیکنم بچه ببینه حساسیت و توجهش بره بالا. اگر نبینه و ندونه کنجکاوه و همش دلش میخاد بدونه دربارش. بعد میره سراغ کنجکاوی و دکتر بازی با همسالاش! تا بتونه ببینه.
شقایق
مثلا این سوالی که پسر مرجان ازش پرسیده، پسر من هم از من پرسیده.
منم گفتم مال خانمها و آقایون فرق می کنه و بعدش هم رفتم سراغ تفاوت های آشکار خانم ها و آقایون مثل موی صورت و تن صدا و… البته کتاب نشونش ندادم ولی همیشه تو ذهن خودم فکر می کردم خواهر یا برادر کوچکتر با جنس مخالف می تونه فرصت خوبی برای فهمیدن این تفاوت باشه. ولی الان دچار تناقضم. بچه برادرم دو ماه دیگه دنیا میاد و دختره. من نمی خوام حساسیت نشون بدم ولی می ترسم به مامانش بر بخوره.

مرجان
دیگه باید همه شرایط رو سنجید… چون نظر اون پدر و مادر هم مهمه. در عین حال خیلی هم لازم نیست تصمیم گیری جمعی بشه و این حرفا … ولی خب آره باید دید.

لی لی
در مورد اسم، منم کلا مخالف اسما عجیب غریبم..ولی برا خانمها نمیدونستم چی خوبه؟ واژن؟ آهان گفتی!
کلا یادم نبودد اسمش چیه اینقدریکه قایم میکنن خودمم یادم نبود!

هستی
وای فکر کن حالا جلوی دیگران بگه واژن!

متین

متین

مرجان
من توضیح دادم که در مورد این بخش بدنمون با دیگران خیلی حرف نمی‌زنیم، چون خصوصیه و این چیزا … بعد هم فوقش بگه دیگه. یک بخشی از بدنه.
به نظرم حتی اگر نظرتون با من یکیه که اگر سوال کردند، خوبه بهشون آگاهی بدیم، کتابهایی که آناتومی بدن دارند یا عکسهای اینترنت در مورد بدن کودکان کمک می کنند. مثلا کتابی که من استفاده کردم عکس یک خردسال دختر و یک خردسال پسر بود. کتاب مرجع بزرگی بود، شاید حدود ۵۰۰ صفحه در مورد رشد کودک با عکسهای خیلی واضح. البته برای بزرگسالان نوشته شده، اما فرقی نداره. در ضمن کتابهای مخصوص کودکان هم در اینترنت هست.
در تجربه ما، نشون دادن این کتاب هم جواب سوال بچه رو داد، هم کنجکاویهای دیگه ای ایجاد کرد که جالب بودند. مثلا نوزادی که به دنیا میاد چه شکلیه، مراحل بزرگ شدنش، غذاهای بچه ها در سنهای مختلف و خیلی چیزهای دیگه…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *