مهر

مهر ۱۷, ۱۳۹۶
صبا

من یک مادر شاغلم (۲)، دغدغه‌ها و مسائل روزمره: در عمل چه باید کرد؟

بخش اول سری مطالب من یک مادر شاغلم را در اینجا بخوانید.    یکی از اولین و مهم‌ترین دغدغه‌های والدین شاغل یافتن راهکاری برای نگهداری از کودک در ساعات غیاب آنها از خانه است. به جز خانه مادربزرگ، مهد کودک یا پرستار دو راهکاری است که بیشتر خانواده‌ها انتخاب می‌کنند. اما این انتخاب و به اجرا در آوردن آن چندان هم کار ساده‌ای نیست و معمولا پرسش‌ها و دغدغه‌های گوناگونی را به همراه دارد. در این مطلب، تلاش می‌کنیم به بخشی از این مسائل بپردازیم. در بخش کارشناسی، از راهکارهای ارائه شده در کتاب «مامان، من نمی‌خوام تو کار کنی» (Maman, je veux pas que tu travailles) نوشته آن-ماری فیلیوزا (روانکاو فرانسوی)، به همراه دخترش ایزابل فیلیوزا (روان درمانگر) استفاده شده است. این کتاب را در مطلب «من یک مادر شاغلم (۱)، آیا زندگی حرفه‌ای من به کودکم آسیب می‌زند؟» مفصل‌تر معرفی کرده‌ایم.   نظر کارشناسی: اولین جدایی مرحله خوگیری به محیط جدید معمولا پیشنهاد می‌شود که حدود یک هفته زمان برای آشنایی کودک با محیط و افراد جدید و خو گرفتن با آنها در نظر گرفته شود. در این مدت، مادر یا پدر کودک را در محیط مهد یا همراه فردی که قرار است از او نگهداری کند، همراهی می‌کنند. این زمان خو گرفتن به محیط جدید برای تمام کودکان باید در نظر گرفته شود، چه نوزاد چند ماهه که قرار است از مادر و پدر جدا شود و چه خردسال ۴ ساله. در نظر گرفتن این زمان آشنایی، نه فقط برای کودک که حتی برای آرامش والدین نیز لازم است. والدین هم به نوبه خود نیاز دارند که با محیط جدیدی که قرار است کودکشان ساعاتی از روزش را آنجا بگذراند، به خوبی آشنا شوند و بتوانند در فضایی آرام و مناسب با پرستاران کودک صحبت کنند و اعتماد متقابل میانشان ایجاد شود. می‌توانیم تجسم کنیم که تغییر […]
مهر ۳, ۱۳۹۶
السا

من یک مادر شاغلم (۱)، آیا زندگی حرفه‌ای من به کودکم آسیب می‌زند؟

  بخش اول از سری مباحث من یک مادر شاغلم در فرهنگ امروز بیشتر جوامع، حتی در جوامع مدرن، فشارهای زیادی وجود دارد که تاکید دارند جایگاه مادری فقط در کنار کودک معنا دارد. حداقل مادری از این منظر یعنی شبانه روز در کنار کودک بودن، کنار گهواره نوزاد شب را به صبح رساندن و در سال‌های مدرسه خانه ماندن برای آماده کردن صبحانه و ناهار و عصرانه و رسیدگی به تکالیف او. در کل مادر در این تعریف، یعنی کسی که فقط در خدمت فرزند است. با این تعریف غالب، در صحبت‌های زنانی که شاغلند، خیلی اوقات نوعی احساس عذاب وجدان دیده می‌شود. حتی اگر این عذاب وجدان تا حدی مخفی باشد و به صورت آشکار بیان نشود. از طرفی، مادران خانه‌دار نیز لزوما از موقعیت خود کاملا راضی نیستند. به‌خصوص در شرایطی که امروز خیلی از آنها تحصیلات دانشگاهی دارند و بنا بر شرایطشان به خانه‌داری مشغولند. خیلی از مادرانی که شاغلند می‌گویند: «زندگی من با کار و بچه، همیشه با استرس همراه است. وقتی کار می‌کنم، خیلی وقت‌ها احساس عذاب وجدان دارم که کنار فرزندم نیستم. فکر می‌کنم نکند او این کمبود را حس کند و در آینده‌اش تاثیر بگذارد. نکند من به خاطر شغلم، وظیفه مادری‌ام را به خوبی انجام ندهم. همیشه فکر می‌کنم در نبود من کودکم چه می‌کند. گاهی استرس و نگرانی این را دارم که مثلا امروز کارم کمی بیشتر طول کشیده و کودکم یک ساعت بیشتر در مهد مانده است. همیشه خودم را با تصویر مادر ایده‌آلی مقایسه می‌کنم که می‌توانستم باشم و نیستم! خیلی‌ها به طریقی به من می‌گویند بچه گناه دارد. هیچ کس جای مادر را نمی‌گیرد! بچه نیاز به مادرش دارد. آیا واقعا کار کردن تو در این وضعیت ضروری است؟ من می‌دانم شاید تنها مادر شاغلی نیستم که بارها و بارها به استعفا و ترک شغلم فکر کردم!» […]