مکاتب تربیتی

آبان ۱, ۱۳۹۶
علی

گاهی در مقابل کودکم از کوره در می‌روم

احتمالا شما هم در جایگاه پدر یا مادر، گاهی با شرایطی روبه رو می‌شوید که احساس می‌کنید کنترل اوضاع را از دست داده‌اید و لحظاتی پیش می‌آید که اصطلاحاً از کوره در می‌روید و کنترل رفتار و واکنشتان بسیار سخت شده و حتی ممکن است رفتاری از خود بروز دهید که بعدها از آن پشیمان شوید. ما مادران رستاکی نیز از این قاعده مستثنی نیستیم و به دنبال راه حل و کلیدهایی هستیم که در این مسیر ما را یاری دهند. یکی از کتاب‌هایی که در این مورد تکنیک‌های خوبی را توضیح داده است، کتابی است به زبان فرانسه، نوشته خانم کاترین دومنوتی-کرمر، متخصص، مشاور و نویسنده در حوزه روش‌های تربیت مثبت، تربیت بدون فریاد و خشونت علیه کودکان. (اگر با مباحث ما درباره مکاتب تربیتی و روش تربیت مثبت کاملا آشنا نیستید، مطالب مربوط به این پرونده را اینجا بخوانید.) یکی از ویژگی‌های مهم این  کتاب این است که نویسنده نوشتن آن را در جریان یک کار گروهی با یک جمع مادرانه انجام داده است. در این جمع، اعضای گروه تکنیک‌های مذکور در کتاب را به کار گرفته و از تجربیاتشان گفته‌اند. در ادامه، یکی از تکنیک‌های این کتاب با عنوان دفترچه احساسات را معرفی می‌کنیم و از شما می‌خواهیم چنانچه تجربه‌های مشابهی دارید یا پس از خواندن این مطلب، این تکنیک را به کار گرفتید، ما را در تجربیات خود سهیم کنید.   نظریه کارشناسی دفترچه احساسات: راهی برای خودکاوی بیشتر و جلوگیری از بروز خشونت‌ در تربیت فرزندان حتما شما هم در طول روز همراه فرزندانتان، لحظاتی را دارید که به نظرتان سخت‌تر از بقیه لحظاتند. شرایطی که واقعا شما رو مستاصل می‌کند و گاهی باعث می‌شود واکنش‌هایی داشته باشید که بعداً خودتان را بابت آنها سرزنش کنید. نوشتن در مورد شرایط سخت می‌تواند به فرد در تحلیل و بازیابی آن وضعیت و مدیریت آن کمک کند. […]
مهر ۱۷, ۱۳۹۶
صبا

من یک مادر شاغلم (۲)، دغدغه‌ها و مسائل روزمره: در عمل چه باید کرد؟

بخش اول سری مطالب من یک مادر شاغلم را در اینجا بخوانید.    یکی از اولین و مهم‌ترین دغدغه‌های والدین شاغل یافتن راهکاری برای نگهداری از کودک در ساعات غیاب آنها از خانه است. به جز خانه مادربزرگ، مهد کودک یا پرستار دو راهکاری است که بیشتر خانواده‌ها انتخاب می‌کنند. اما این انتخاب و به اجرا در آوردن آن چندان هم کار ساده‌ای نیست و معمولا پرسش‌ها و دغدغه‌های گوناگونی را به همراه دارد. در این مطلب، تلاش می‌کنیم به بخشی از این مسائل بپردازیم. در بخش کارشناسی، از راهکارهای ارائه شده در کتاب «مامان، من نمی‌خوام تو کار کنی» (Maman, je veux pas que tu travailles) نوشته آن-ماری فیلیوزا (روانکاو فرانسوی)، به همراه دخترش ایزابل فیلیوزا (روان درمانگر) استفاده شده است. این کتاب را در مطلب «من یک مادر شاغلم (۱)، آیا زندگی حرفه‌ای من به کودکم آسیب می‌زند؟» مفصل‌تر معرفی کرده‌ایم.   نظر کارشناسی: اولین جدایی مرحله خوگیری به محیط جدید معمولا پیشنهاد می‌شود که حدود یک هفته زمان برای آشنایی کودک با محیط و افراد جدید و خو گرفتن با آنها در نظر گرفته شود. در این مدت، مادر یا پدر کودک را در محیط مهد یا همراه فردی که قرار است از او نگهداری کند، همراهی می‌کنند. این زمان خو گرفتن به محیط جدید برای تمام کودکان باید در نظر گرفته شود، چه نوزاد چند ماهه که قرار است از مادر و پدر جدا شود و چه خردسال ۴ ساله. در نظر گرفتن این زمان آشنایی، نه فقط برای کودک که حتی برای آرامش والدین نیز لازم است. والدین هم به نوبه خود نیاز دارند که با محیط جدیدی که قرار است کودکشان ساعاتی از روزش را آنجا بگذراند، به خوبی آشنا شوند و بتوانند در فضایی آرام و مناسب با پرستاران کودک صحبت کنند و اعتماد متقابل میانشان ایجاد شود. می‌توانیم تجسم کنیم که تغییر […]
مهر ۳, ۱۳۹۶
السا

من یک مادر شاغلم (۱)، آیا زندگی حرفه‌ای من به کودکم آسیب می‌زند؟

  بخش اول از سری مباحث من یک مادر شاغلم در فرهنگ امروز بیشتر جوامع، حتی در جوامع مدرن، فشارهای زیادی وجود دارد که تاکید دارند جایگاه مادری فقط در کنار کودک معنا دارد. حداقل مادری از این منظر یعنی شبانه روز در کنار کودک بودن، کنار گهواره نوزاد شب را به صبح رساندن و در سال‌های مدرسه خانه ماندن برای آماده کردن صبحانه و ناهار و عصرانه و رسیدگی به تکالیف او. در کل مادر در این تعریف، یعنی کسی که فقط در خدمت فرزند است. با این تعریف غالب، در صحبت‌های زنانی که شاغلند، خیلی اوقات نوعی احساس عذاب وجدان دیده می‌شود. حتی اگر این عذاب وجدان تا حدی مخفی باشد و به صورت آشکار بیان نشود. از طرفی، مادران خانه‌دار نیز لزوما از موقعیت خود کاملا راضی نیستند. به‌خصوص در شرایطی که امروز خیلی از آنها تحصیلات دانشگاهی دارند و بنا بر شرایطشان به خانه‌داری مشغولند. خیلی از مادرانی که شاغلند می‌گویند: «زندگی من با کار و بچه، همیشه با استرس همراه است. وقتی کار می‌کنم، خیلی وقت‌ها احساس عذاب وجدان دارم که کنار فرزندم نیستم. فکر می‌کنم نکند او این کمبود را حس کند و در آینده‌اش تاثیر بگذارد. نکند من به خاطر شغلم، وظیفه مادری‌ام را به خوبی انجام ندهم. همیشه فکر می‌کنم در نبود من کودکم چه می‌کند. گاهی استرس و نگرانی این را دارم که مثلا امروز کارم کمی بیشتر طول کشیده و کودکم یک ساعت بیشتر در مهد مانده است. همیشه خودم را با تصویر مادر ایده‌آلی مقایسه می‌کنم که می‌توانستم باشم و نیستم! خیلی‌ها به طریقی به من می‌گویند بچه گناه دارد. هیچ کس جای مادر را نمی‌گیرد! بچه نیاز به مادرش دارد. آیا واقعا کار کردن تو در این وضعیت ضروری است؟ من می‌دانم شاید تنها مادر شاغلی نیستم که بارها و بارها به استعفا و ترک شغلم فکر کردم!» […]
تیر ۲۵, ۱۳۹۶
رادین

واکنش در برابر گریه کودکان – این قسمت: گریه بعد از زمین خوردن

با گرم شدن هوا فرصتی فرا می رسد تا کودکانمان ساعاتی از روز را در فضای آزاد، پارک ها و زمین های بازی سپری کنند. گذشته از فواید بسیار این امر، گاهی پیش می آید که کودکمان در هنگام بازی زمین بخورد. این مسئله تا حدود زیادی اجتناب ناپذیر است، هرچند که شما تمام جوانب ایمنی را رعایت کنید. به قول قدما “بازی اشکنک دارد، سر شکستنک دارد.” طبیعی است که اولین و شاید یکی از معمول ترین کنش های کودک ما بعد از زمین خوردن گریه باشد. حال باید دید به عنوان والدین در این مواقع چه واکنشی باید داشته باشیم؟ بدین منظور در ذیل گفت و گوهای مادران رستاکی را برایتان می آوریم. یادآور می شویم که عکس العمل ها و تکنیک های گفته شده برای مواقعی است که زمین خوردن کودکمان در زمره همان زمین خوردن های مکرر و روزمره  کودکانه باشد و کودکمان در این بین آسیب جسمی ندیده باشد و تنها درد ناشی از زمین خوردن کودکمان را آزرده و او را به گریه انداخته باشد.   گفت و گو و تبادل نظر: آستیاژ پرنیا وقتی یک چیزی بخواد بهش ندیم، بخوره زمین آروم و یا کسی دعواش کنه (حتی اگر اون بچه کوچیک باشه) همچین گریه ای سر میده و هق هق و اشک که بیا و ببین. یه بار میخواستم بذارمش زمین از بغلم پاشو بد گذاشت زمین افتاد. بازم همونطور گریه. حالا میخوام بدونم در این مواقع چه باید کرد؟ بعد از اینکه نازش میکنم میبوسمش و … خیلی زمان میبره که آروم بشه. ثمین آستی جان وقتی ماهان زمین میخوره بهش میگم آخی کجات درد گرفت؟ میگه زانو مثلا ، بعد میگم بذار بوسش کنم خوب شه. اگر منم نباشم خودش میبوسه این درمورد گریه های کوتاهه. ولی کلا همین که باهاش همدردی کنم و بگم میدونم اینجات درد گرفت و […]